بلخ
سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی

نویسنده: زلمی خلیلزاد

برگردان: یما کشاورز

خطر احتمالی وجود دارد که افغانستان و ایالات متحده امریکا روی قرارداد امنیتی مبنی بر حضور نظامی ایالات متحده پس از سال ۲٠١٤ در افغانستتان به توافق نرسند. هر دو طرف میخواهند روی قرارداد امنیتی دوجانبه مذاکره نمایند. اما رئیس جمهور اوباما، نا امید از حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان و مصمم به پایان دادن به نقش ایالات متحده در افغانستان در سال آینده، کابل را تا ماه اکتوبر مهلت داده است تا قرارداد امنیتی منعقد گردد در غیر آن به اقدامات نامشخص یک جانبه واشنگتن مواجه خواهد شد. یافته های اخیر نشان میدهد که اوباما در فکر خروج تمامی نیرو های امریکایی، و متعاقبا نیرو های بین اللمللی، از افغانستان است.

من در نتیجه بحث و گفتگوهایی که با مقامات در واشنگتن و کابل داشته ام، فکر میکنم که احتمالا قرارداد امنیتی تا ماه اکتوبر امضا نشود. بی اعتمادی در سطح رهبری، برداشت های مختلف از تهدید و ضرب الاجل دلخواه اوباما (كه از نظر سیاسی قوی به نظر ميرسد)برای پایان دادن به جنگ  همه موانع قابل توجهی را ایجاد میکنند.

اتهامات سوئ حامد کرزی بر ایالات متحده امریکا، اشتیاق و علاقمندی حکومت اوباما را نسبت به قرارداد امنیتی دو جانبه کاسته است. این مشخص نیست که آیا حامد کرزی هزینه بیگانه ساختن واشنگتن را کاملا درک میکند یا خیر. طرح پیشنهادی ایالات متحده بر روی میز، افغانستان را بزرگترین دریافت کننده کمک های مالی و اقتصادی امریکا برای آینده قابل پیش بینی میسازد، حتی جلوتر از متحدان نزدیک امریکا مانند اسرائیل.

بی اعتمادی حامد کرزی از ایالات متحده آمریکا، قسما سرچشمه می گیرد از یک فهرست طولانی از هتک های سیاسی و شخصی توسط اداره اوباما. او هنوز هم در مورد اتهامات ایالات متحده مبنی بر فساد در جریان انتخابات افغانستان در سال ۲٠٠٩، که وی آنرا تبلیغات جهت مهندسی کردن شکست انتخاباتی خود و نیز زیر سوال بردن حیثیت خانواده و همکاران نزدیکش تصور کرد، آزرده است.

پالیسی ایالات متحده در قبال پاکستان منبع دیگری از تنش است. کرزی از عدم تمایل واشنگتن برای مقابله با پناهگاه های شورشیان در پاکستان و نیزعدم پاسخ (أمريكا) به فیرهای راکتی آن کشور در مرز افغانستان، نا امید شده است. از دید کرزی، گشایس دفتر سیاسی طالبان در دوحه در ماه گذشته توطئه ایالات متحده و پاکستان جهت تقسیم کردن افغانستان بود. کرزی با استفاده از این مسئله افغان های ضد طالبان را نه تنها در برابر پاکستان بلکه در برابر ایالات متحده نیز متحد میسازد.

مسئله پاکستان به یک تفاوت اساسی تر در برداشت های ایالات متحده و افغانستان از تهدید، ارتباط میگیرد. اداره اوباما اساسا علاقمند شکست دادن القاعده است. اما افغانستان نه تنها توسط القاعده بلکه توسط شبکه های وسیع تری از گروه های مستقر در پاکستان، از جمله طالبان و وابستگان القاعده مانند جنبش اسلامی ازبکستان، تهدید می شود. در نتیجه، اهداف واشنگتن و کابل در قبال موضوعاتی که قرارداد امنیتی به آن ها باید بپردازد، متفاوت است.

آن عده مقام های افغان که مانع مذاکرات هستند به این باور دارند که حملات نظامی علیه پناهگاه های آنسوی مرز تنها راه حل واقع بینانه است. اما با وجود آنکه مذاکرات صلح در کوتاه مدت به موفقیت نمی انجامد، اداره اوباما متعهد نخواهد شد تا از نیروی قاطع و مصمم در برابر پناهگاه های شورشیان در پاکستان استعمال نماید.

بی میلی اوباما برای به تاخیر انداختن جدول زمانی پایان دادن به دخالت مستقیم آمریکا در افغانستان مذاکرات را بغرنج ومغلق میسازد. ناسازگاری حامد کرزی موقف مقام های درون حکومتاوباما را که طرفدار خروج تمامی نیرو های امریکایی هستند تقویت بخشیدهو آنها استدلال میکنند که اوباما نباید از تعهد خود مبنی بر خروج کامل نیرو هامنصرف گردد. اوباما نیز روی ضرب الاجل ماه اکتوبر تاکید دارد و فشار میاورد به دلیل اینکه تا زمانی که ایالات متحده آمریکا در مذاکرات خود به نتیجه نرسد، “ناتو” به توافق پسا ۲٠١٤ نخواهد به نتیجه رسید.

ناکامى در انعقاد قرارداد امنیتی می تواند یک شکست و تنزل عمده استراتژیک باشد. با از بین رفتن وسايل و تسهیلات افغانستان، حملات درنده علیه القاعده در منطقه مهار میگردد. همچنین، عدم انعقاد قرارداد امنیتی دو جانبه، ترک گسترده تر ایالات متحده از افغانستان را نشان خواهد داد و این باعث میشود تا درگیری های داخلی افزایش يابد و دخالت پاکستان، هندوستان، ایران، روسیه و دیگران نيز در افغانستان افزايش خواهد.

واشنگتن هنوز هم می تواند مذاکرات را از خطر نجات بدهد اما باید رویکرد خود را تنظیم کند. علاوه بر ارائه قرارداد امنیتی به افغانها به عنوان ضمانت در برابر شکست فاجعه بار، مقامات ایالات متحده باید آن را به عنوان یک راه برای “قوی ساختن” افغانستان به تصور بکشاند، یعنی – نهادهای نظامی، سیاسی و اقتصادی افغانستان را تقویت بخشد. گروه های مورد حمایت پاکستان بعید است که با نیت خوب مذاکره نمایند.مگر آنکه آنها متقاعد شوند که دولت افغانستان به اندازه کافی قوی شده است که مانع حملات شورشیان شده و در برابر شان ایستادگی می نماید. واشنگتن همچنین باید به نگرانی های افغانستان در مورد تجاوز خارجی پاسخ بدهد. حکومت کرزی یک فهرستی از اقدامات و مراحل دیپلماتیک، سیاسی و نظامی برای ایالات متحده دارد تا در موقع برخورد با چنین تهدید ها در نظر بگیرد. مراحل و اقدامات پیشنهادی، هزینه هایی را بر پاکستان تحمیل خواهد کرد و می تواند از حملات بیشتر جلوگیری نماید.

این تغییرات ممکن است کافی باشد تا حامد کرزی قرارداد امنیتی را امضا نماید. اگر کرزی از امضای قرارداد منصرف شود، اوباما نباید به سادگی مذاکرات را ترک کرده، و “گزینه صفر” خروج نیرو ها را برگزیند. در عوض، او باید صبر استرتیژیک را انتخاب کند و منتظر باشد تا دوران کار کرزی خاتمه یابد. اکثر رهبران افغانستان، مانند اکثر نفوس افغانستان در کل، طرفدار قرارداد امنیتی دو جانبه با ایالات متحده هستند. اگر انتخابات ریاست جمهوی افغانستان به وقت و زمان آن در ماه اپریل ۲٠١٤ برگزار گردد، واشنگتن میتواند قرارداد امنیتی را با جانشین کرزی، بدون تغییر قابل توجهی در برنامه خروج نیروی های ایالات متحده، امضا کند.

مذاکرات در مورد قرارداد امنیتی پسا ۲٠١٤ یک آزمایش برای رهبران هر دو کشور است. کرزی با گزینه یی میان اسیر باقی ماندن در نارضایتی های شخصی و یا اقدام به تامین منافع دراز مدت افغانستان مواجه است. اوباما باید تصمیم بگیرد که آیا مصلحت و سودمندی کوتاه مدت ارزش آنرا دارد تا دستاورد هایی که به سختی بدست آمده اند تضعیف گردند، افغانستان یکبار دیگر پناه گاه امن برای گروه های تروریستی گردد، و یک رییس جمهور آینده ایالات متحده وادار شود تا دو باره به افغانستان حمله نماید.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1392/05/14 توسط سید هاشم مقتدر

 خشم : در فرهنگ واژه ها

خشم :  غضب - براشفتگی : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
 خشم :  غضب - غیظ - قهر - سَخَط - مقابل خشنودی : تارنمای لغت نامه دهخدا

خشم : وضعیتی روانی‌است که درگسترهٔ آزردگی اندک تا غضب شدید می‌گنجد. معلول‌های فیزیکی خشم شامل، تندشدن ضربان قلب، افزایش فشار خون و میزان آدرنالین در خون است. از دید عده‌ای، خشم بخشی از واکنش مغز به بیمناکی‌اش از درد است... : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
خشم از واژه ی اوستایی به معنی به تندی حرکت کردن، با جنبه نظامی در فارسی باستان به مفهوم سپاه را به حرکت درآوردن خشم  است : تارنمای انسان شناسی و فرهنگ 

نشانه های خشم
نمودهای خارجی خشم را در حالات چهره و بدن، واکنش‌های کالبدشناختی و گاه رفتارهای تهاجمی در ملأ عام میتوان یافت. مثلاً جانوران و آدمیان بانگ‌های درشت بر می‌آورند، می‌کوشند که بزرگ‌تر جلوه کنند، دندان می‌نمایند و خیره می‌شوند. خشمْ الگویی رفتاری‌است که برای زنهاردادن به تعرض‌کنندگان طراحی شده‌است تا از رفتار تهدیدکننده ‌شان دست کشند. درگیری فیزیکی، بدون ابراز پیشاپیش خشم توسط یکی از طرف های درگیر، خیلی به ندرت رخ می‌دهد. بعضی ها به این باورندکه خشم یکی ازخواص نفس بوده که دراثر عمل و یا حالت غیر پسندیده از باطن خروج کرده و حالت زنده جانانرا متغیرساخته و حتی باعکس العمل خطرناک می شود. کسانی که خشم خودرا خورده می توانند، عمل بدی از آنها سر نمی زندکه این عمل بسیارمشکل بوده و ظرف بزرگی می خواهد.

 چگونگی مهار و کنترل خشم
خشم یکی از نیرومند ترین هیجان هاست. همچون انباری از باروت است که ممکن است با یک جرقه منفجر گردد و به آتشفشانی می ماند که با گدازه های خود خانمان روابط بین فردی و فرد را به آتش می کشد.البته همیشه باید بین خشم سالم و خشم بیمارگونه تفاوت گذاشت که اولی برای تداوم زندگی سالم ضرورت دارد و دومی مانعی در راه پیشرفت و تکامل انسان است و نه تنها مشکلی را حل نمی کند،بلکه بر شدت خشم نیز می افزاید. با توجه به پژوهش های انجام شده آنچه مسلم است این است که شمار کسانی که با خشم خود برخورد نادرست می کنند، به مراتب از شمار کسانی که با آن برخورد درست می کنند، بیشتر است. شواهد بسیاری نشان می دهند، افرادی که در زمینه احساسات و عواطف خود قوی و چیره دست هستند، یعنی احساسات خود را به خوبی کنترل می کنند و احساسات دیگران را درک کرده اند و با آنها به خوبی کنار می آیند، در هر زمینه زندگی خود، خواه روابط خصوصی و خانوادگی و خواه در مراودات سیاسی و اجتماعی از مزیت خوبی برخوردارند. شناخت هیجان ها به ما قدرت تحلیل و کنترل می دهد و هر قدر این شناخت بیشتر باشد به سوی مدیریت و کنترل عواطف و بهبود روابط بین فردی جلوتر رفته ایم و در مجموع گام بزرگی در موفقیت زندگی خود در ابعاد گوناگون برداشته ایم. اما آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که چگونه در هنگام عصبانیت با آن مواجه شوید و بتوانید این نیروی عظیم و گریز ناپذیر را در خود مهار کنید؟

یکی از عواملی که به ما کمک می کند تا در مدیریت خشم، موفق باشیم، آگاهی از تظاهرات فیزیولوژیکی خشم است. خشم مثل دیگر هیجان ها تظاهرات جسمانی و فیزیولوژیکی ویژه خود را دارد .وقتی کسی عصبانی می شود، سازو کار تولید استرس در بدن او فعال می شود که تغییرات بیولوژیکی بسیاری در او به دنبال خواهد داشت.غده آدرنال هورمونی به نام آدرنالین تولید می کند که با تبدیل گلیکوژن ذخیره شده در کبد به قند خون، به فراهم کردن انرژی آنی در بدن کمک می کند.تنفس تند تر می شود تا اکسیژن بیشتری به بدن برسد.میزان ضربان قلب افزایش می یابد تا گردش خون تسریع شود. تعریق افزایش و مقاوت پوست کاهش می یابد. افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون و افزایش فعالیت غدد درون ریز عواملی هستند که در درازمدت تاثیرات منفی عدیده ای بر دستگاههای مختلف بدن از قبیل قلب و عروق، ایمنی و هاضمه بر جای می گذارند. بنابراین زمانی که این گونه تظاهرات خشم را در خود مشاهده کردید از گفتگو دست بردارید و آن را به زمان دیگری موکول کنید. چرا که نیروی عقل در هنگام عصبانیت از وجود شخص رخت برمی بندد. در نتیجه فرد عصبانی به شدت احساساتی و برانگیخته می شود. او خود نمیداند که چه می کند و چه می گوید و هیچ کاری از او بعید نیست.

خشم و پرخاشگری پلی است که از روی تفکر منطقی و عاقلانه عبور می کند و نتیجه گیری فرد خشمگین، کاملاً عاری از منطق و استدلال است.وقتی خشم و عصبانیت افزایش یابد، بحث دیگر نوعی تبادل اطلاعات نیست. بلکه به کشمکش لفظی تبدیل می شود که می تواند روحیه ی شخص را کسل کند. وقتی علامت خشم مختصر بروز می کند، گفتگو را متوقف یا موضوع آن را عوض کنید. و بحث خود را به هیچ وجه، حتی به شیوه ی منطقی ادامه ندهید.

یکی دیگر از راهکارهای کنترل خشم مرحله آرام کردن آن است. در این مرحله با کلمه و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.

شمردن اعداد یک فعالیت ذهنی است که احتیاج به تمرکز ندارد. دنبال کردن یک سری از اعداد، می تواند حواس ما را از موقعیت خشم برانگیز پرت کرده و بدین ترتیب توان خنثی کردن خشم در ما افزایش یابد.

خشمتان را به شیوه ای سازنده و خلاق ابراز کنید. ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر. این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. برخی افراد با خشم خود برخورد انفعالی می کنند. و آن را به بدن خود منتقل می سازند. این افراد کسانی هستند که احساسات خشم خود را آشکارا نشان نمی دهند و به جای آن از بیم آنکه مبادا مورد تایید و تصدیق دیگران واقع نشوند آن را بروز نمی دهند و پنهان می کنند. و یا بر عکس عده ای آن را انفجاری بروز می دهند و منجر به آسیب های جبران ناپذیری برای خود و دیگران می شوند.
اما ابراز صحیح خشم و جسور بودن به این معنا نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معناست که برای خودتان ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلتان را از راه منطقی حل کنید. اما به یاد داشته باشیم که اولاً قاطعیت مهارتی است که تسلط بر آن دشوار است. چرا که بسیاری از ما یاد نگرفته ایم که از آن در زندگی روزمره استفاده کنیم، قاطعیت شیوه ای است که ما را موظف می کند بر خلاف روش های اتوماتیک گذشته رفتار کنیم. ثانیاً قاطعیت یک مهارت ذاتی نیست، بلکه می توان آن را یاد گرفت و افزایش داد.

ورزش کنید، چرا که فعالیت جسمی به شما کمک می کند که عصبانیت شما طول مدت کوتاه تری داشته باشد. با افزایش توان جسمی قدرت غلبه شما بر عصبانیت بیشتر می شود.

 و نکته آخر اینکه فراموش نکنیم عوامل ایجاد کننده پرخاشگری و خشم همیشه وجود دارند و خشم را نمی توان کاملاً از صفحه زندگی پاک کرد ولی می توان با کنترل کردن خشم و مهار کردن پرخاشگری از تاثیر زیان بار آن بر خود و دیگران کاست.

فرد نارمل و خشم
فرد نارمل باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومی‌خورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نارمل نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذره‌ای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.

 خشم : در برخی اصطلاحات وگفتار های فارسی

نگاه خشم آلود : زهر چشم  
خنده ی تلخ و از روی خشم : زهرخند 
دیر خشم : آنکه دیر به خشم آید
خشم آور : عصبانی کننده - غضبناک کننده - خشم آمیز
خشم تاب : کسی که خشم تاب داده و پیچیده باشد او را (سیاهی عزب پیشه و خشم تاب/ چو دیدند روی چنین بی نقاب - ز تاب جوانی بجوش آمدند/ در آن وادی سخت کوش آمدند : نظامی)
خشم زدا : غیظ از بین برنده - عصبانیت از بین برنده 
خشم ساز : عصبانی - خشمگین - غضبناک (فروبرد سرطیره و خشم ساز/ وزان طیرگی سر برآورد باز : نظامی)
خشم تیز : عصبانیت شدید - خشمناکی شدید
پیوسته خشم : آنکه همواره غضبناک باشد
خشم ناجایگاه : خشم بیجا - خشم نابایست
فرو خورده خشم : کاظم
خشم فروخوابانیدن : از عصبانیت دست در کشیدن - عصبانیت یکسو نهادن
خشم خود را فرو بردن : غیظ خود را خوردن - کظم غیظ کردن
خشم در ابرو درآورده : ناخوش و بیدماغ شده - چین از روی عصبانیت بر چشم آورده (چو ماسورهٔ هندباری به رنگ/ میان آکنیده به تیر خدنگ - دگر ره یکی روسی گربه چشم/ چو شیران درابرو برآورده خشم : نظامی)

خشم : در زنجیری از سروده ها
خشم : در برخی سروده های کهن:

خشم و شهوت ، مرد را احول کند
ز استقامت روح را ، مبدل کند
چون غرض آمد ، هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل ، به سوی دیده شد

مولوی

سخن چین کند تازه ، جنگ قدیم 

به خشم آورد ، نیکمرد سلیم
از آن همنشین ، تا توانی گریز
که مر فتنهٔ خفته را گفت خیز
سیه چال و مرد اندر او بسته پای
به از فتنه از جای بردن به جای
میان دو تن جنگ چون آتش است
سخن‌چین بدبخت ، هیزم کش است

سعدی

خشم و شهوت ، جمال حیوان است 

علم و حکمت ، کمال انسان است

حکیم سنائی

دوش ، سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

گفت کو زنجیر ، تا تدبیر این مجنون کنم
قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشم
دوستان ، از راست می‌رنجد نگارم ، چون کنم...

حافظ

تا حلقهٔ زنجیر دل ، آن زلف دراز است

درهای جنون ، بر من سودا زده ، باز است
گر خشم کند لعبت منظور وگر ناز
صاحب نظر آن است ، که در عین نیاز است...

فروغی بسطامی

خشم : در برخی سروده های این زمانه

ای دیو سپید پای در بند/ ای گنبد گیتی ، ای دماوند...
بنواخت ز خشم ، بر فلک مشت/ آن مشت تویی ، تو ای دماوند
تو مشت درشت روزگاری/ از گردش قرنها ، پس افکند
ای مشت زمین ، بر آسمان شو/ بر ری بنواز ، ضربتی چند...

ملک‌الشعرای بهار

اى خشمِ به جان تاخته ، توفانِ شرر شو

ای بغض گل انداخته ، فریاد خطر شو
ای روی برافروخته ، خود پرچمِ ره باش
ای مشت بر افراخته ، افراخته تر شو...

فریدون مشیری

آهنگران_ پیر ، همه پتک ها به دست

با چهره های سوخته ، در نور آفتاب
چون اختران سرخ ، به تاریکی غروب
چشمان پر از نوید فرح بخش انقلاب...
روییده در دیار افق ، خوشه های خشم
افسرده بر لبان شفق ، بوسه های ماه...

نادر نادرپور

دیدی که گوزن از سر صَخره/ یا از سر سُخره ، خود ندانم من

تن را ، چو کبوتری به زیر افکند
او راهِ گریز داشت تا مأمن/ امّا همه خشم شد ، درنگی کرد
خود را، چو نداشت حربه ، سنگی کرد
و آنگاه به سوی شرزه شیر افکند

محمود کیانوش

با تمام خشم خویش ، با تمام نفرت دیوانه وار خویش

می کشم فریاد ، ای جلاد ننگت باد
آه هنگامی که یک انسان ، می کشد انسان دیگر را
می کشد در خویشتن ، انسان بودن را 
بشنو ای جلاد ، می رسد آخر روز دیگرگون
روز کیفر ، روز کین خواهی ، روز بار آوردن این شوره زار خون...

هوشنگ ابتهاج

یاور از ره رسیده ، با من از ایران بگو

از فلات_ غوطه در خون بسیاران بگو...
قصه های قهرمانان ، قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم_ جهان ساز_ تهی دستان بگو
با زمستانی ، که می تازد به قتل_ عام_ باغ
از گل_ خشمی ، که می روید در این گلدان بگو

ایرج جنتی عطایی

نوروز بما نيد ، که ايّام شماييد

آغاز شماييد و سرانجام ، شماييد
نوروز کهنسال ، کجا غير شما بود
اسطوره‌ی جمشيد و جم و جام ، شماييد...
هم آينه ‌ی مهر و هم آتشکده ‌ی عشق

هم صاعقه ‌ی خشم_ بهنگام ، شماييد

پیرایه یغمایی 

ای سرود ما سیمین ، شادمانه شیدایی

عارفانه فریادی ، عاشقانه گویایی
قطره می چکاند جان ، بر ورق ، غزل هایت
روح ِ لطفِ بارانی ، در خشم ِ موج دریایی
ای زبان ما ، ای زن ، خانهء دلت روشن
کاینچنین درین ظلمت ، نورِ_صبح_ فردایی...

 دکتر کریم سهرابی (یاغی

آزادگی ، به چال_ سیاهی نشسته ‌است
بس دست و پا ، که به زنجیر بسته است
فردا نگر چگونه ، که  فریا د_ خشم_ خلق
دیوار های_ صوت_ فضا را ، شکسته ‌است 

چه شود اگر که روزی ، ‌تو بسان خشم_ توفا ن
شکنی سکوت دیرین ، که ز جان شوی خروشا ن
به گذار و کوی و میدان ، چو فرشته رخ نما یی
که ‌رها دهی دیاری ، ز حصار و بند_ د یوا ن
و فرو کشی ستمگر ، ز فراز_ برج_عا ج ا ش
فکنی به باد برج ا ش ، که شود چو خاک یکسان
چه شود که ‌پرکنی شهر ، همه از عطر_ شقایق
وبه رقص ، گیسوان را ، زشعف دهی تو افشان
تن_ خویش را سپاری ، به پناه_ جامه ای شیک
نه به آنکه جبر گوید ، چه به پوش یا به پوشان
به صفای_صبح_صادق ، به سلا م_گرم_عاشق
به پیام_جام_حا فظ ، که دمی شوی ‌غزلخوان
چه شود ترانه گویی ، به زبان و لحن_آزاد
و کلا می عاشقانه ، فکنی نثار_ یاران
به بساط_هرچه وادی ، به بری نشاط و شادی
وز باده مست گردی ، چو روی به کوی_ مستا ن
چه شود اگر که روزی ، چو فرشته رخ نمایی
و ‌رها دهی دیاری ، ز حصار و بند_ دیوان

خشم و پرخاشگری در میان جوانان افغانستان

سالیان جنگ اثرات ناگواری بر پیکر اجتماع گذاشته که یکی از این اثرات مشکلات صحت روانی اجتماع است و جوانان منحیث بخش عمده از نفوس جامعه آسیب پذیر ترین قشر جامعه را تشکیل میدهد و جنگ های دهه اخیر در کشور  باعث بروز نوعی دلمردگی ، ضعف شخصیتی ، افسردگی، روحیه پرخاشگری، خشم نهفته، ضد اجتماعی و  اعتیاد در جوانان گردیده است امیدواریم وزارت اطلاعات و فرهنگ بخصوص معینیت جوانان به این معضل بیشتر توجه نموده و برنامه های را برای زدون مشکلات فوق طرح و تطبیق نمایند.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1392/05/14 توسط سید هاشم مقتدر

غزل چشم بانوی زردشت

چهره بگشاد آسمائی را

هدیهء سوز، آیه نگه اش

تن و تلفیق عنصر عشق اش

ورد و اوراد و حرف زیرلب اش

شعله یخ به عمق دل بخشید

لرزه قلب و سینه تنگی ها

به هریرود هدیه طوفان داد

به هوای حوالی وصل اش

جلوه گاه زمین زمان بخشید

ارسال در تاريخ دوشنبه 1392/04/31 توسط سید هاشم مقتدر

لعنت به اشک چشم که نگذاشت قلب من

لمسی به قاب عکس تو آن زندگی شاد

در سایه های ابر

در نور ابروباد

در انزوای شرشر باران ملودی

درشیشه در رطوبت یک عشق میدویم

در تارک تاریک برق شمع

در سردی نگاه، وخونی شدن از خون

دل، دل کنم دل برکنم دل، دل نمی‌شوم

در سرنوشت شب، تاریک مثل روز

نجوای تلخ- تلخ تو رفتن به گوش من در گوشه های این دل هر سویه پر زدن

همگام می‌شویم

از ترس دورتر

نزدیک باد

آبله در پای هم شدن

در وادی غریو تهی دست، دست کش

بر پیکر عبوس زمان خیره‌شویم

اما

نه آنچنان

هرگز ترا به دست دلٍ، دل شده نبرد
آن اشک های پی‌هم و بی هیچ مرزبان

تن، تن نمی‌دهد

این‌جا سکوت دست کم از غره می‌شود

ما

در برهنه مات

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1392/04/31 توسط سید هاشم مقتدر


فاتحه مرا گرفته بودند.. از پنجشیر هستم و سالهاست که در کابل زندگی دارم. با آمدن تنظیم ها وضع دکان ما در مندوی کاملآ بهم خورد. سال 73 بود و روزی می رفتیم به دکان خود در مندوی. با سه نفر دیگر تکسی ای کرایه کردیم. تکسی ران پیشنهاد کرد که اگر از راه تایمنی برویم زودتر می رسیم. همه پذیرفتیم. در نزدیکی تایمنی از طرف افراد حزب وحدت تلاشی شدیم. مرا بدلیل اینکه پنجشیری هستم از موتر پایین کرده و دیگران را رخصت نمودند. خیلی ترسیده بودم. جرم خود را هم نمی دانستم. به حویلی ای در همان نزدیکی ها انتقال یافتم. بلا فاصله لت و کوب و شکنجه شروع شد، به حدی که از هوش رفتم. وعتی به هوش آمدم گفتم چرا مرا اینجا آورده اید، فامیلم خبر ندارد و ..... همه بالایم خندیدند، گفتند به تو ضرورت داریم، شکار ما هستی و دشنام های پوچ کوچگی. چند ساعت بعد مرا پیچکاری کردند و از هوش رفتم. وقتی دوباره به حال شدم، فهمیدم به کارته سه مرا انتقال داده اند و از آن جا به دشت برچی در خانه ای بنام "کوتی گانی" که قبلآ گدام یک تاجر هندو بود، جابجا کردند. این خانه را به زندان تبدیل نموده بودند. وقتی مرا تسلیم می دادند، گفتند اینرا برای تبادله اسیران آورده ایم. آن جا حدود 400 نفر دیگر هم زندانی بودند. تعدادی از شورای نظار، تعدادی بی گناه مثل خودم و تعدادی هم از افراد متمرد تنظیم شان. چند نفر از افراد خو شان را پیش چشمان ما اعدام کردند تا به ما بفهمانند که کار غلطی نکنیم. روزها سپری می شد و زا بیرون زندان اطلاعی نداشتیم که چه می گذرد. فقط صدای فیر را می شنیدیم. دلم بسیار گرفته بود و به فامیل خود زیاد فکر می کردم. بعد از مدتی تعدادی از ما را بخاطر کندن بلنداژ و خندق به دهمزنگ عقب خانه فرهنگ شوروی آوردند. ما را به چند گروپ تقسیم کردند. فشار کار بیش از حد بود و اگر اندکی سستی می کردیم جزا می دیدیم و جیره ناچیز نان را بر ما قطع می کردند. روزی دستور آمد که هرکس برای خود یک یک اتاق بدون کلکین بسازد. بعد فهمیدیم که برای خود زندان آباد می کنیم. زندان ما ساخته شد. چند ما گذشت. بعد دوباره به زندان اولی به "کوته گانی" انتقال یافتیم. بعد از آن به قطعه اسکارت برده شدیم و دوباره کار شاقه ما شروع گردید. روزی جنگ بین حزب وحدت و حرکت شروع شد، اسیران همه در آتش دو طرف قرار گرفتند که را فرار نداشتند. هیچ کس فکر نمی کرد زنده بماند. چند کشته و زخمی دادیم و جنگ هم اندکی آرام شد. حزب وحدت 160 نفر از افراد حرکت را اسیر گرفته بودند و به "کوتی گانی" انتقال دادند. اسیران تازه همه می ترسیدند و می گفتند ما را امشب می کشند. حوت سال 73 بود که صدای فیر سلاح ثقیل را شنیدیم. یک روز آمدند و هما 160 نفر اسیر حزب حرکت را با خود بردند با ده نفر از شورای نظار. همه ای ما بی اندازه وارخطا بودیم و فکر میکردیم آخرین روزهای زندگی ماست. روزی از زندانبان خود پرسیدمف برادر چه گپ است؟ گفت یک گروپ نو بنام طالب ها پیدا شده و ما هم با آنان متحد شده ایم. این گروپ به دروازه های کابل رسیده اند. فردای آن متوجه شدیم که از محافظین ما فقط 3 نفر مانده و آنان هم سراسیمه هستند و هر لحظه می آیند و می گویند شما را می کشیم. ما عذر می کردیم که این کار را نکنید. آنان گفتند درست است ولی یک شرط داریم که دروازه زندان با باید بشکنیم و ما هم با شما یکجا فرار می کنیم، هر کس اگر از شما پرسید که ما کی هستیم، بگویید از جمله اسیران حزب وحدت می باشیم. همه قبول کردند. دروازه شکستانده شد و همه فرار کردیم. به چهار آسیاب ساحه طالبان رسیدیم و هر کس هر طرف پراکنده شد. توسط موتر خو را به ده افغاننان رساندم و با سر و وضع بسیار بد که نزدیک بود زیر تایر تکسی شوم. دریور سر خود را از موتر کشید و دشنام رکیکی برایم داد و دیوانه خطابم کرد. براستی که سر و وضع دیوانه ها را دشتم. با تکس ای که صحبت کردم و گفتم پول ندارمف مرا تا حصه سوم خیرخانه برسان، آنجا پولت را می پردازم. قبول کرد و طرف خانه حرکت کردم. خیالات عجیب و غریب مرا فر گرفته بود که به دهن کوچه خود رسیدم. از پاهای لچ خود می شرمیدم. درواره خانه را تک تک کردم، برادر زاده ام بر آمد. وقتی مرا دید چیغ زد. همه دویدند. مادر سر سفیدم خود را به من رساند. با هیجان و اضطراب مرا در بغل گرفت. از گریه مانده بود، تمام بدنش می لرزید. باور نداشت من زنده باشم زیرا مدتها قبل مراسم فاتحه مرا گرفته بودند. تکسی ران هم به تلخی می گریست و بدون گرفتن پول ما را ترک نمود. فضای ماتم و خوشی در خانه ما حکمفرما بود. این قصه تقدیم می شود به خانواده ها و وابستگان تمامی قربانیان سال های امارت خون و خیانت و بی ناموسی که امیدواریم زخم ناسور قلب شان از شهادت و مورد تجاوز قرار گرفتن دلبندان و برباد رفتن هستی شان، آنان را از تلاش برای محاکمه و مجازات سیاف، ربانی، گلبدین، قانونی، خلیلی، فهیم، چکری، انوری،دوستم، محقق، داکتر عبدالله و جمیع جنایت سالاران خاین لحظه ای آرام نگذارد. اسنادی از سال های خون و خیانت جهادی 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 1391/09/01 توسط سید هاشم مقتدر

نمیدانم چی بنویسم از کی بنویسیم از جامعه گوسفندی ام که آش گرگ ها شده از گرگها که خاصیت شان تغییر ناپذیر است، پس نباید از گرگ نوشت حاکمان حکومت رئیس جمهور کرزی از شما گله ندارم ازشما خفه هم نیستم این خصوصیت شماست که باید بدرید و ببرید برای همین هدف کرسی های وزارت خانه های دولتی را اشغال کرده اید.

اما صد اما ... بحال کسانیکه همیشه خودها را وارث درد و آلام مردم میدانستند همیشه خودرا زبان مردم خطاب میکردند، همیشه سنگ دادخواهی ملت را به سینه میزدند، از این گروه باید گله کرد، که چرا در دهن جوال گیری با تیم کرزی و مارشال شریک شدند آیا شرم نیست که شاگردی در امتحان چهارنیم ماهه ناکام گردد و در امتحان سالانه او را نمره صد آفرین بدهید و اول نمره اش کامیاب کنید برای این عمل ننگین تان چی جواب دارید خطاب ام بشماست پارلمانی ها، اگر یکنفر اشتباه کند خوب میگوئیم درست فکر نکرد وعقل اش کوتاهی کرد حال اگر جماعه 249 نفری اشتباه میکند چی؟

وکلای محترم شورای ملی افغانستان از یک شهروند بشما خطاب است چرا یکماه قبل وزیر محترم و معظم و دانشمند و اکادمیسن وزارت داخله را با رای تان سلب اعتماد کردید؟ جواب این سوال وقتی در گفتمان های سیاسی از اعضای پارلمان افغانستان پرسیده شده چنین پاسخ ارائه گردیده: (که بخاطر راکت باران کشور برادر اندر پاکستان و یک سلسله نواقص و مشکلات در شاهراه های کشور از وظایف شان سبکدوش شدند).

اگر برای راکت باران چتلستان سبکدوش کردید اشتباه کردید این دو مقام امنیتی صلاحیت صدور فرمان عمل باالمثل با برادر اندر پاکستان را نداشتند پس نباید ایشان را از جای شان بیجای میکردین و باعث میشدید که بیچاره نامزد وزیر ها یک عالم مصرف میکردند، بیچاره وزیر صاحب چقدر مهمانی ها ترتیب داد چقدر بیخوابی ها و رنج ها و تکالیف کشید در این یکماه آب در معده اش گرم نیامد بیچاره دالر باد کرد- دالر،  تا رضایت شما را جلب کند و این بدور از انصاف است، ایشان با زحمات شبا روزی وبا چقدر زحمت به سوزن جمع کرده بودند و شما اورا مجبور ساختید که به بشاخی باد کنند.

اگر برعلاوه مسئله راکت پرانی های برادر اندر کشور چتلستان بوده پس چرا ارتقایش دادید، اووووووف مه هم چی گپ های مینویسم ضدونقیض خو پسان بیچاره وزیر زیاد مهمانوازی کده تحفه ها تقدیم پارلمانی ها کرد ما ده وطن خود یک ضرب المثل داریم که نان خورده ده نمکدان ... نمیکنند، نان اش را خورده خو نمیشد که رای ندهند.

بگذارید یک داستان از یکی از پهلوان ها را برایتان ذکر کنم در زمانی که مجاهدین بجان هم افتاده بودند گفته میشود که یکی از رهبران مجاهدین به یکی از ولایاتی که تحت حاکمیت رقبای شان بوده سفر کرده پهلوان قوماندان به رهبر اش تماس گرفته و گفته که رهبر صاحب مه در همین ولایت رهبر گروه مخالف خوده از بین میبرم دنیا ره از شر اش بیغم میکنم رهبر صاحب میگه نی این کار را هرگز نکنی بخاطریکه اینکار عواقب خوب ندارد در بین جامعه و در دنیا ما ملامت میشویم پهلوان قوماندان میگه ای رهبر جان پشت ای گپ ها نگرد یک چند روز در رادیوها و تلویزیون ها تبصره میکنند چندی که گذشت فراموش همه میشود. حال پارلمان خیل ما هم با همین فکر به جناب شان رأی دادند.

شما باور کنید من امشب یک میز مدور را که دوتن از اعضای محترم پارلمان در آن شرکت کرده بودند میدیدم و نگاه میکردم که چگونه پوست پشک بروی کشیده و از این حرکت نا معقول شان دفاع میکردند شرم است برای یک نهاد مردمی که خود را زبان و اراده ملت معرفی کند یک چنین فساد. جالب تر از همه استدلال ایشان بود که می گفت ما بخاطر اینکه وضعیت امنیتی کشور بسیار شکننده بود ایشان را رد نکرده تائید کردیم، یکماه شد که هرسه نهاد امنیتی کشور توسط سرپرستان اداره میشوند لطف نمایند وکلای محترم بگویند در نبود این بزرگ مردانی که پارلمان برایشان رای داد چی خلای حس میشد و یا چقدر وضع خوب یا خراب شده بود که تا یکماه دیگر میشد اگر وکلای پارلمان خواستار تغییرات بودند، اگر خواستار بهبود وضع بودند، اگر میخواستند وظیفه ایمانی و وجدانی را که از جامعه گرفته اند بصورت درست اش اجرا نمایند باید تا یکماه دیگر انتظار میکشیدند و یک ناکام را اول نمره صنف نمیساختند.

آه بحال ملت ما که نمیدانند به کی اعتماد کنند به دولت آلوده و غرق در فساد حامد کرزی و وکلای باج گیراش وقتی پارلمان با در نظرداشت مهمانی و تحفه های قیمت بها به وزرا رای بدهند یقین بدان که وزیر مجبور است پولی را که بخاطر رسیدن به منصب اش بمصرف رسانیده از طریق رشوه و هرطریق دیگر حصول نماید در غیر آن معاش یکساله یک وزیر معادل به یک مهمانی و تحفه دادن به پارلمانی ها  نمیشود. از بس دلم گرفته نمیتوانم پیام نوشته ام را برای مخاطبان اصلی اش که اعضای شورای ملی است بنویسم اگرچه تا پایان این نبشته شما مورد خطاب ام بودید اما در پایان نمیخواهم بشما خطابی داشته باشم بلکه رویم را بسوی ملت مظلوم و دربدر میگردانم و ایشان را خطاب میکنم که عزیزان من وقتی بار دیگر این چانس برایتان میسر شد که پای صندوق های رای بروید به این معامله گران (اعضای پارلمان) تاریخ رای ندهید این معامله گران را هرگز مورد تائید قرار ندهید دیگر به تیم مارشال و کرزی اعتماد نکنید زیرا اینها ارزش اعتماد مجدد شما را ندارند چون مثل معروفی است که گویند آزموده را آزمودن خطاست.

بدرود مقتدر

ارسال در تاريخ یکشنبه 1391/06/26 توسط سید هاشم مقتدر
بیا که گریه کنیم


بيا كه گريه كنيم 
به تلخكامي دوشيزه گان آواره 
به بي زباني دروازه هاي 
بسته 
شكسته 
به خاطر غم بسيار و شادماني كم 
به خاطر شب و روزي سياه بي هنري 
بي شعري
بيا كه گريه كنيم 
نه در تفاهم با عجز در بلي گفتن 
كه در مفاهمه با عشق 
هزار سال سخن را و بيصدايي را
بيا كه گريه كنيم 
بيا كه گريه كنيم

به مرده گان خود و مرگهاي تعليمي 
به زنده گان و سيه چالهاي سوگ و سقوط
براي عشق 

براي زيبايي 
براي سنگ سپيدي كه يادگاري را 
در آن سيه كرديم 

براي خاطره ها
- لحظه هاي زود گذر – 
- براي بانگ نماز بزرگ آزادي 
- بيا كه گريه كنيم
- شبانگهان و خيالات دسته جمعي را 
- فراخوانيم 
- و زار گريه كنيم 
براي آنچه كه رفته ست 
درودي هميشه بفرستيم 
به كاروان بي بازگشت آسودن 
بيا كه گريه كنيم 
چراغ كوچكي از حرفهاي ناگفته 
برافروزيم 
ترانه هاي بهشتي دوستيها را 
بلند كرده 
به رهگذار نرفته 
به باغهاي مراد 
فرود آييم 
و پيش آز آن كه گلو گير مان شوند 
صدا بكشيم 
بيا كه گريه كنيم 
به جاي هر چه كه آواز نارسا دارد 
به جاي پل كه در انديشه اش نمي گنجيد :
جدايي از همهء غصه ها غمي دارد !
بهار آواره ست 
به شاخسار بلند 
گلي نمشكفد 
به ساز هاي من و تو 
همه ترانهء خوشبوي گريه و زاري 
كمال مي يابد 
بيا كه گريه كنيم 
بيا كه گريه كنيم 
به هر كلافه كه رنگ تسليت دارد
دروغ بافته اند 
بيا كه گريه كنيم 
و تا كه پيشتر از ديگران خجل نشويم 
براي فرصت محتوم بي سرانجامي 
بيا كه گريه كنيم 
سياهدامني روز هاي بي درديست 
دلم ميان سرود بلند 
ميسوزد 

دريغم از در و ديوار باغ ميايد 
به قامت غم باغ 
قباي دوختهء در زيان نمي آيد 
بيا كه گريه كنيم 
چه چنگهاي پر آواز ميزند دل من 
بيا كه گريه كنيم 
ترانه بر لب و فرياد در گلو مانده 
بيا كه گريه كنيم 
خرابه هاي فراموش گشته همسانند 
بيا كه گريه كنيم 
براي همنفسي هاي امت قابيل 
براي جامعه هاي شهيد 
زنداني 
كنار يكديگر از زاري و پريشاني 
پناهگاه كشيم 
و تا اعاده شود خونبهاي ما 
غم ما 
و تار گان بريده شده 
به دست معجزه يي كه 
هيچ اميدش نيست 
به هم بپيوندند
و آفتاب دگر برفراز آب شود 
و دستگاه دگر از برادري 
دستهاي دگر 
به شانه ها بندد 
خيال خام به سر پروريم و گريه كنيم 
از آستانه ء گور جدايي و ماتم 
نماز زاري را 
به سوي مغرب ديدار ها ، نيايش ها 
به سجده برخيزيم 
و پرچم گنه نامراديي خود را 
به باد هاي يله تا جنوب ، تا دريا 
رها سازيم 
بيا كه گريه كنيم 
به سرزمين اجلها و مرگهاي عبث 
ترانه هاي بشارت 
اميد 
آغازيم 
به مويه هاي هم آهنگ ، ساز گاز شويم 
شكوفه هاي نخستين فروردين باشيم 
در اين ديار نه ديوانه مانده ني عاشق 
بيا كه گريه كنيم 
شبانه كس به هواي كسي نميخواند 
و نينواز شبانه 
به نغمه هاي گدازنده دل نمي بندد
بيا كه گريه كنيم 
مه از كرانه ء خونين خاك ميگذرد 
و شبلكه پوشان 
به زخمهاي شمرده 
جنابش را 
به نيزه ميبندند 
ستاره گان تماشايي از فراز بدو 
خموش و خسته نگه ميكنند و ميگذرند 
طنين هول برانگيز نعره ء آشوب 
سايه سارانرا 
گرفته است 
دلي اگر به اميدي توان تسلي داد 
زبان نرمي نيست 
سري اگر به خيال خوشي توان سبكيد 
صفاي خاطر سرشار آشنايي نيست 
بيا كه گريه كنيم 
سفارش از ديگران است و مرگ از دگران 
بيا كه گريه كنيم 
تفنگهاي مجاني 
گلوله هاي مجاني نثار ميدارند 
و سال سال جوانمرگي است و هجرت و كوچ 
بيا كه گريه كنيم 
جوان شدن چقدر ناخوش است 
و حس مرگ چه مقدار ناسزاست 
بد است 
شكم گرسنه ترينان شهيد ميگردند 
شكم گرسنه ترينان 
به سوي مرگ فرستاده ميشوند 
بيا كه گريه كنيم 
شغال ياس به درگاه پوزه ميسايد 
و گرگ زوزه به مستيش پنجه در پنجه است 
بيا كه گريه كنيم 
به كودكان شب و انتظار و گرسنه گي 
به مادران سيه چالهاي نااميدي 
به مرد هاي نگونبخت ناگزيري و مرگ 
در اين ديار كه هر رهگذر براي خودش 
ترانه ميخواند 
اميد وار به ساز بلند نتوان شد 
- در اين گذرگهء سيلاب ها و حادثه ها 
- كه هر كسي به خيال خودش 
- چپر همي بافد 
- توقع چه توان بست همسرايي را 
- بيا كه گريه كنيم 
- من از گذرگهء سيلاب ها و حادثه ها 
- فراز مي آيم 
- و از حواليي بي آفتاب و بي باران 
- گذار داشته ام 
- هزار معركه را قصه ام 
- و هفت خوان شدن را 
- گذشتانده ام 
- بيا كه گريه كنيم 
- بيا كه گريه كنيم 

شاعر شهيد قهار عاصي 
28 ارديبهشت 1368

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط سید هاشم مقتدر

بیست‌وچهارم حوت روزی‌ست که روح ِ تاریخ را مایه‌ی شرف و ارجمندی می‌بخشد و فرداها را در سرزمین عصیان برای آزادی، همیشه رهاشده از چنگال استبداد قلمداد می‌کند.ماه حوت پرماجراترین ماه‌ها در تاریخ معاصر افغانستان است. در این ماه، رویدادهای بی‌نظیر و بی‌مانند تاریخی با خون و عصیان مردم رقم خورده است.هرات مکانی‌ست که توفان عظیم حق‌خواهی‌ها را در برابر نظام‌های خودکامه بر شانه‌های خود حمل کرده و تنها در یک روز بیست‌وچهار هزار انسان را تقدیم راه آزادی و سکوی ارجمند حرّیت و آزادی کرده‌ است، که باید گفت که چنین حماسه‌یی در میان ملت‌ها و مردمان جهان، بی‌سابقه است.در سال ۱۳۵۷خورشیدی مردمان همیشه آزاده‌ی هرات باستان با خون خود درس آزادگی و سرافرازی را برای همیشه در این سرزمین نهادینه کردند؛ مردمانی که آفتاب انسانیت و آزادگی در آستین‌شان نهان بود و از خصم و کین قشون بیدادگر و خون‌آشام هیچ باکی نداشتند.در این روز ثابت گردید که شکوه و افتخار تاریخ مبارزه‌های برابری‌خواه و عدالت‌خواه، از آن کسانی‌ست که در راه ماندن و شدن، از همه‌ی آرمان‌ها و ارزش‌های خویش با کمال ایثار و شجاعت دفاع می‌کنند.

سرزمین‌ ما گورستان تجاوزکاران و خون‌آشام‌ترین نظام‌های خودکامه است که مردمان بی‌آلایش و فقیر آن با دستان تهی اما اراده‌ی پولادین خویش در برابر آنها ایستاده‌اند و با فریادهای تسلیم‌ناپذیرشان راه آزادگی و شرف را از راه اسارت و ذلت تفکیک کرده‌اند.اینک برنامه و پیام انسان دیروز برای ما در چنان توفانی‌ترین روزگار این است که باید از جان گذشت و در برابر استبداد و تجاوز خروشید؛ باید با غیرت و مردانگی چون کوه در برابر قدرت‌های اهریمنی ایستاد و آنها را نابود ساخت و حق را به‌دست آورد.آزادی و هوای تازه‌ی انسان امروز مدیون جان‌فشانی‌ها و از خودگذری‌های آنانی‌‌ست که از دهکده‌ها و روستاهای آزاده‌نشین هرات برای جاری ساختن خودشان در کوچه‌های تاریخ سرازیر شدند و با فریاد رسای رهایی و آزادی، تجاوزگری و بیداد را نابود ساختند؛ چنان نابود ساختنی ‌که راه را تا فردای ِ فرداها، به ما هدیه کردند و سینه‌ی تاریخ را رازهاشان پر کرد.بیست‌وچهارم حوت روزی‌ست که خودکامه‌ها و تمامیت‌خواهان جهان باید بدانند که مردم سرانجام در برابر آنها به قهر تاریخی رو خواهند آورد و در این راه شیرآهن‌گونه مبارزه خواهند کرد؛ زیرا دوران‌های بزرگ تاریخی همه می‌رسانند که استبداد در فرجام مردم را به عصیان و خشم فرا خواهد خواند.سرتاج مبارزه‌های افغانستان یعنی بیست‌وچهارم حوت، روز میثاق انسان با خدا و آزادی است، که تا آینده‌های انسان تهی‌دست این جغرافیای ویران، ادامه خواهد داشت.

آنچه که امروز باید آن را بیان کنم این است که هرات، همان هرات سابق و دشوار است؛ ولی مردمانش در فقر و بیداد دست‌وپا می‌زنند و هیچ فریادرسی ندارند تا حق‌شان داده شود. اما ملتی که تاریخش با خون و شرف رقم خورده، سرنوشت امروزش را نیز باید سنگین‌ترین و دشوارترین رویداد تاریخی شکل دهد؛ یعنی با ایثار و از جان‌گذشتگی باید بیدادگری‌ها را پایان داد و پرچم عدالت و آزادگی را به اهتزاز درآورد.مهمترین مسأله این است که نباید پیام و دیدگاه قیام حق بر باطل هراتیان در لایه‌های روزمرگی‌های اربابان دروغ و کاذب سیاست امروز پنهان باقی بماند و کسی نداند که خون‌های پاک انسان این سرزمین در کدامین نشانه‌ی تاریخ قرار دارد و برای‌شان چه ادای مسؤولیتی باید کرد. راز پنهان ماندن لایه‌های روشن تاریخ قیام برای آزادی مردم را باید پیدا کرد و در راستای نهادینه شدن مردم در قدرت تلاش نمود.تحریف‌گرایان تاریخ و آنانی که روزمره زندگی کرده‌اند؛ نباید فراراه شرف و آزادگی مردم قرار گیرند و خود را بالای مردم به گونه‌ی کاذبانه تحمیل کنند؛ بل باید راه انسانی و عادلانه را به عنوان ارزش‌های مدرن برای انسان امروز کشور فراهم سازند؛ در غیر، روزی عصیان هرات و خشم تاریخی مردم شکست‌نشناس و تسلیم‌ناپذیر این سرزمین دوباره تکرار خواهد شد.


با تشکر فراوان از محترم عبدالعزیز صمیم برای ارسال مطلب ارزشمند شان.

ارسال در تاريخ سه شنبه 1389/12/24 توسط سید هاشم مقتدر

تجلیل از روز نوروز  یا سال نوخورشیدی،  ازجمله روزهای مهم تاریخی،  وباستانی است که درفرهنگ پربار کشورما ریشه دیرینه داشته ودرپیوند به این روز روایات مختلف و موضوعات متعددی  که نشان دهندۀ اهمیت وقدامت تاریخی آن است دراوراق زرین تاریخ  با عناوین درشت وافتخار آفرین درج است ومردم ما با پیروی ازاین امردرحفظ و نگهداری این ارزش بزرگ ملی وفرهنگی درهر عصروزمانی با مراسم خاصی تجلیل  وارج گزاری نموده است که بیان گر پاسداری از ارزش های بزرگ تاریخی وفرهنگی  محسوب میشود.  

ازروز نوروز نه تنها درافغانستان تجلیل میگردد بلکه درکشورهای مختلف جهان منجمله جمهوری اسلامی ایران ، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، قزاقستان، آذربایجان وپاکستان ، بعضی مناطق کوردنشین عراق، سوریه ، ترکیه و حتی در بعضی از شهرهای روسیه نیز برگزار می شود.

برگزاری جشن نوروزی به عنوان روزمهم تاریخی درکشورهای یادشده به شیوه های مختلف برگزار میگردد که باورهای متعددی تاریخی وفرهنگی  دراین مورد وجود دارد  ودرافغانستان نیز این روز با مراسم خاص وویژۀ جشن گرفته میشود که بیان گر قدامت تاریخی این روز درفرهنگ پربارکشورما میباشد .

تجلیل از روز نوروز پیشینۀ تاریخی داشته که به دورۀ آریایی ها برمیگردد و با شیوه های مختلف، رسم ورواج های متنوع جشن گرفته میشود وبرخی پژوهشگران، ریشه تاریخی نوروز را به دورۀ سطلنت جمشید  دانسته وجشن نوروز را « نوروز جمشیدی » گفته است  . این گروه معتقدند كه جمشید شاه بعد از یک سلسله اصلاحات اجتماعی بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد یا اورمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم این شگفتی از وی بدیدند جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند.

درافغانستان روز نوروزبا رواج های مختلف  جشن گرفته میشود که بعضی این رواج های عنعنوی  که درپیوند به جشن باستانی نوروز اجرامیشود مختصرا به آن اشاره میشود.

جنده سخی

مردم شریف وبادیانت  کشور ما همه ساله با برافراشتن جهندۀ شاۀ ولایت مآب حضرت علی (ع) درمزارشریف  ودیگر زیارت های تاریخی منسوب به سخی درسایر مناطق کشور با شورو اشتیاق خاص ازنوروز تجلیل میکنند ، مراسم برافراشتن جنده روضه مبارک حضرت علی با حضور مقامات بلند پایه دولتی واشتراک صد ها هزارتن ازعاشقان ومشتاقان مولاعلی برگزار میگردد و روایت های نیز دربین مردم وجود دارد مبنی براینکه روز ولایت حضرت علی علیه السلام  در روز نوروز بوده است ، ازاینرو نوروز بیشتر مورد توجه بوده وازجایگاۀ ویژۀ تاریخی درکشورما برخورداراست .

 

میله گل سرخ

میله گل سرخ یکی از میله های تاریخی  درکشورماست ، با آمدن فصل بهار که طبیعت با گذشتاندن فصل سرمای زمستان دوباره لباس سبز به برمیکشد و فصل بهار با آهنگ های دلنواز بلبلان ومرغکان صحرای به سراغ طبیعت میآید، مردم ما نیز با برپا نمودن میله های بهاری گل سرخ به استقبال فصل بهارسال نورا آغاز میکند

هدیه های نوروزی

معمولا با فرارسیدن نوروز فامیل ها که تازه پیوند خویشاوندی می بندد، ازسوی فامیل پسربرای فامیل دخترهدیه نوروزی که شامل میوه ، لباس ، گل ،جواهرات وماهی میباشد ، برده میشود ومتقابلا فامیل دخترنیز طبق رسم ورواج عنعنوی با فرستادن میوه ویا بعضی هدایای دیگراین  اقدام فامیل پسر را مورد استقبال وقدردانی قرارمیدهد .

هفت سین

تهیه هفت سین ( سیب ، سبزی ، سیر ، سرکه  ، سماروق ، سنجد وسمنک )  نیز درجشن نورز یک امر معمول میباشد ،  که ازجمله تهیه سمنک با شیوه خاص وویژه برگزار میگردد وآن انیکه درجریان پختن سمنک زنان گردهم آمده وآهنگ سمنک را زمزمه میکنند < سمنک درجوش ما کبچه زنیم  دیگران درخواب مادفچه زنیم >

در روز نوروز از مهمانان واقارب با غذای خاص نوروزی وبخصوص به هفته میوه (چارمغز، پسته، آلوی بخارا، کشمش ، سنجد ، بادام و وکشته ) پذیرای میشود.

جشن دهقان

روز نوروز مصادف است با روز اول حمل که این روز به عنوان روز دهقان نیز معروف است ، دراکثر دهات افغانستان بخصوص درمناطق مرکزی دهاقین با مراسم خاص قلبه کشی سال نورا آغاز وجشن نوروز را همزمان با روز دهقان تجلیل میکنند، دراجرای مراسم قلبه کشی در روز نوروزدهاقین معمولا گاوهای قلبۀ شانرا رنگ نموده و با آویختن گردن بندهای دست دوزی شده به گاوهای قلبۀ به این مراسم بیشترازبیش رونق بخشیده وسال نو را آغاز میکند.

نهال شانی

با آمدن فصل نهال شانی نیز یکی ازجمله کارهایست که بیشتر مورد توجه بوده وهمه ساله مردم ما درسایر نقاط کشور با غرس نمودن نهال های مثمروغیرمثمر جهت شگوفای وسرسبزی وطن حضور نوروز را بدرقه میکند


تحقیق از رهین کوثر

ارسال در تاريخ دوشنبه 1389/12/23 توسط سید هاشم مقتدر
قرار تحقیقات بعدی به این نتیجه رسیدیم که طالبان خود به گروه های کوچک دیگر تقسیم گردیده اند، مانند:

1. طالبانی که با ملا عمر رهبر اصلی این گروه در تماس اند.

2. طالبانی که بدون تماس با گروه ملا عمر خود مستقیماً با آی اس آی پاکستان در تماس اند.

3. طالبانی که فریب خورده اند و در صفوف یکی از گروه های بالا صرف بخاطر الله میجنگند.

4. افراد و اشخاصیکه در داخل شهر ها نسبت داشتن دوسیه های جرمی نمیتوانند بصورت آزادانه گشت و گذار نموده و مصروف فعالیت های روزمره شان باشند.

5.کسانیکه جنگیدن و نان خوردن با سرنیزه جزء عادت و زندگی روزمره شان شده است و حال طالبان پناهگاه خوبی برای ایشان است.

با این تقسیم بندی میتوان نتیجه گرفت که : آنعده از گروه های که با پاکستان و ملاعمر بصورت مستقیم در تماس  بوده و از ایشان دستور میگیرند. از انتخابات حمایت نگرده اند. اما سایرین برای دریافت منافغ شخصی شان از بعضی کاندیدان حمایت کرده اند. فراموش نشود که این دیدگاه در شمال و شمال شرق بیشتر مصداق دارد. اما در دیگر ساحات کشور طالبان تحت فرمان ملا عمر سیطره بیشتر داشته چنانچه عدم کامیابی کاندیدان ساحات نا امن در غزنی مصداق این ادعاست.



ارسال در تاريخ چهارشنبه 1389/08/19 توسط سید هاشم مقتدر
.: Weblog Themes By PayamBlog :.

windows vista vpn setup guide

خرید vpn

دانلود رایگان